اين اشکهاي ديده من و ان عشوه هاي تو ( علی خلج )
اين اشکهاي ديده من و ان عشوه هاي تو
اين زهر نوشي من و ان غمزه هاي تو
اين زاري من ان و ان خنده هاي تو
ا خر کجايي تو ؟ که بيايي بديدنم
اين ناله هاي نيمه شب جغد گونه ام
اندر خرا به هاي فرو ريخته تنم
اين زخم هاي کهنه دل مانده در برم
اما کجايي تو ؟ که ببيني فسردنم
ان تک درخت مانده زياران جدا منم
ان چشمه خشکيده زاب روان منم
ان برگ خشک شده زبيداد زمان منم
اما کجايي تو ؟ که ببيني سوختنم
اين را شنيده اي که قديما گفته اند چنان
از يک هزار يکي وفا نکند وعده خوبان
فرياد زنم از عملت داد واي فغان
اما کجايي تو ؟ که ببني تو مردنم
علي خلج
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۶ ساعت 16:27 توسط سیدمجتبی محمدی
|